دكتر عقيقى بخشايشي
113
طبقات مفسران شيعه ( فارسي )
تازيانه بر آنان بازندارد . » يا ترديد درباره وجود جنّ كه آيا وجود دارد يا نه ؟ با صراحت آيهء : قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ . . . ، از نمونه اين نوع تفاسير « الهداية و الفرقان فى تفسير القرآن » است صاحب اين تفسير در مورد تكلّم مسيح در مهد چنين تأويل مىكند مىگويد « في المهد : يعنى فى دور التمهّد للحياة و هو الصباء » يعنى در دوره آمادگى براى زندگى كه همان ايّام كودكى و بازگشودن زبان در حالت عادى است و همچنين در مورد معجزات حضرت موسى و عصا و چشمههاى آب گويد : « تمثيلى است از نيروى خدا و ظهور برهان او كه جنبهء سمبليك دارد » خلاصه آنان سعى دارند كه براى همهء معجزات أنبياء توجيهات طبيعى و مادّى بنمايند و جنبهء اعجاز آنها را نفى نموده و همه را به شكل يك سلسله مسائل عادى جلوه دهند هرچند اين امر بر خلاف صريح منطق و زبان آنها باشد . اين قبيل تأويل گران مىبايست موقف و موضع خود را به درستى روشن كنند كه آيا آنها به خدا و قدرت او ايمان دارند و او را حاكم بر مقرّرات اين طبيعت مىدانند يا نه ؟ اگر نمىدانند سخن از انبياء و معجزات آنها ، براى آنان بيهوده خواهد بود و اگر ايمان دارند و خدا را حاكم در واقع مىدانند ، دليلى به اينگونه توجيهات تكلّفآميزى ، وجود ندارد . ط - تفسير اجتماعى : از اين نوع تفاسير كه با دقّت در معنى فقط ، مفاهيم ادبى و اجتماعى را از آيات استنباط مىكنند ، مىتوان تفسير شيخ محمّد عبده ، ( متوفى 1320 ه ) ، صاحب المنار را نام برد و دنبالهرو او ، رشيد رضا و شيخ محمّد مصطفى مراغى از جهان اهل سنّت و علماى أزهر دانست . شيخ محمّد عبده در تفسير سورهء فيل ، ذيل آيهء ( فأرسل عليهم طيرا ابابيل ) ، در باب ارسال طير ، بر ابرهه و لشكر او مىنويسد : « اينكه برخى از مفسّران مىگويند بيمارى آبله ، حصبه در ميان لشكر شيوع يافت و آنان را از بين برد ، درست نيست ، زيرا آيه به طور صريح مىگويد ، اين بيمارى از حجارهاى بروز كرد و اين طير هم از جنس پشه يا مگسى بود كه حامل ميكرب اين مريضى بوده است و اين حجاره هم از جنس گل مسموم و خشكيده بود كه به پاى اين حيوانات بوده است و چون به بدن افراد لشكر رسيد ، زخمى بوجود آورده ، جسم آنان را از ميان برده و گوشت بدن آنان را ريزانده است . » او در آغاز تفسير خود گويد : خداوند متعال قرآن را بهعنوان هدايت و نور فروفرستاده است تا آنكه كتاب و حكمت را بياموزد و شما را تزكيه كند و آماده كند بر آن وعدهاى كه داده است كه سعادت و خوشبختى دنيا و آخرت را فراهم سازد قرآن به صورت قانون خشك دنيوى ، همانند قوانين حكّام و زمامداران ، نه بعنوان كتاب طبّى و درمانى براى مداواى مريضان ، و نه بهعنوان تاريخ بشرى جهت بيان وقايع و حوادث و نه بهعنوان كتاب فنّى و صنعتى ، و نه براى وجوه كسب و منافع تجارتى ، نازل نفرموده است چون همه اينها مواردى است كه خداوند در استطاعت و توان وجودى بشر به وديعت نهاده است نيازى به وحى از جانب خدا ندارد . . . . » « 1 » * طبقات تفسيرى شيعه تقسيمات گذشته براساس عناصر زمانى يا محتوائى و غيره خارج از بحث متداول ما بود كه ( محور آن تفاسير اماميّه مىباشد ) كه بهعنوان استطراد مطرح شد . اكنون در اين باب به طبقات
--> ( 1 ) اعنار ج 1 ، ص 17 .